الملا فتح الله الكاشاني

410

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ايكه و اهل مؤتفكه مراد نزول عذابست و اطلاق ايام بر وقايع و حوادث در كلام عرب شايع است يقال ايام فلان اى ايام دولته و ايام محنته * ( قُلْ فَانْتَظِرُوا ) * بگو پس انتظار بريد عذاب را كه بر شما نازل خواهد شد * ( إِنِّي مَعَكُمْ ) * بدرستى كه من با شما * ( مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ ) * از منتظران هلاك شماام يا شما منتظر هلاك من باشيد كه من منتظر هلاك شماام * ( ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنا ) * پس ما برهانيديم پيغمبر خود را وقتى كه عذاب بمكذبان ايشان فرود آمد * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا ) * و نجات داديم آنان را كه گرويده بودند بديشان بدانكه ثم ننجى عطف است بر فعل محذوف كه الامثل ايام الذين خلو دالست بر آن كانه قيل نهلك الامم ثم ننجى رسلنا و من آمن بهم و اين بر سبيل حكاية حال ماضيه است * ( كَذلِكَ ) * همچنين كه نجات داده‌ايم رسل و متابعان ايشان را * ( حَقًّا عَلَيْنا ) * وعده راست و درست است از ما كه بوقت هلاك مشركان نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ نجات ميدهيم گرويدگان را كه محمد است صلَّى اللَّه عليه و آله و اصحاب و احباب حقا علينا اعتراض است و نصب آن بفعل مقدر است بعد از آن امر مىكند پيغمبر خود را ببراءت از هر معبودى كه غير او سبحانه است و ميفرمايد * ( قُلْ ) * بگو اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * اى مردمان خطاب باهل مكه است * ( إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ ) * اگر هستيد شما در گمان * ( مِنْ دِينِي ) * از صحة دين من كه بيان ميكنم آن را از براى شما * ( فَلا أَعْبُدُ الَّذِينَ ) * پس نميپرستم آنان را كه * ( تَعْبُدُونَ ) * ميپرستيد * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خدا از اصنام و ملائكه * ( وَلكِنْ أَعْبُدُ اللَّه ) * و ليكن پرستش ميكنم خداى را * ( الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ ) * آن خدايى كه ميميراند شما را تخصيص توفى تهديد است چه وفات اهل شرك ميعاد عذاب ايشان است يعنى خلاصه دين منست در اعتقاد و عمل پس آن را عرض كنيد بر عقل صرف خود و به عين صايب در او نظر كنيد تا بصحة آن عارف شويد و بدانيد كه من نميپرستم آنچه شما آن را تراشيده‌ايد و ميپرستيد و ليكن ميپرستم خالق شما را كه ايجاد شما مىكند و متوفى ميسازد شما را * ( وَأُمِرْتُ ) * و مأمور شده‌ام * ( أَنْ أَكُونَ ) * به آنكه باشم * ( مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ) * از گرويدگان به احكام الهى و اخبار انبيا كه عقل صرف دالست بر آن و وحى ناطق است به آن و حذف جار از آن در كلام عرب مستطرد است * ( وَأَنْ أَقِمْ ) * و ديگر امر كرده‌اند مرا به آنكه راست گردان * ( وَجْهَكَ ) * روى خود را * ( لِلدِّينِ ) * از براى دين حق يعنى عمل خود را موافق دين اسلام گردان و همگى اوقات خود را مصروف دار بر اعياى نبوت و تحمل امر شريعت